اعتکاف

اعتکاف تمرين انقطاع از غير

وجود آدمي، همانند پاره خطي است که از دو سو، تا بي نهايت، قابل امتداد است و انسان مختار، بر سر دو راهي انتخاب، ناگريز از گزينش است. آيا به سوي فلاح برود و يا راه ضلالت را در پيش گيرد؟ در اين ميان، عده اي فلاح را برگزيده و در رسيدن به مقصد، از هيچ کوششي دريغ نمي ورزند. در بيابان، گر به شوق کعبه خواهي زد قدم سرزنشها گر کند خار مغيلان غم مخور
در اين مسير، معتکفان تا بدانجا پيش مي روند که زمزمه زيباي "اِلهي هَب لِي کَمالَ الاِنقِطاعَ اِلَيکَ" به گوش جان مي شنوند. پس خدايا به من کمال انقطاع به سوي خود را هديه کن؛ يعني همان رستگاري واقعي و فلاح حقيقي را. بنابراين اعتکاف و خلوت گزيني در منزل دوست نخستين گام براي رسيدن به اين مقصد بزرگ انساني است .




تعريف اعتکاف

کلمه اعتکاف از ريشه عکف است. اهل لغت براي اين ريشه، معاني گوناگوني ذکر نموده اند. از جمله: رويکرد به چيزي با توجه و مواظبت، اقبال به چيزي بي آن که روي از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چيزي، اقبال و ملازمت بر چيزي از روي تعظيم و بزرگداشت آن، التزام به يک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف.
مجموع تعاريف بالا را مي توان، در يک تعريف خلاصه کرد: "اعتکاف به معني اقامت گزيددن در جايي است به طوري که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و اين التزام ناشي از اهميت و عظمت آن موضع باشد."
بنابراين آنچه باعث تفاوت ميان اعتکاف و ساير اقامتها مي شود اين است که در اعتکاف، يک نحوه توجه و رويکردي وجود دارد که مانع اشتغال فرد به امور ديگر، غير از آنچه که به او روي کرده مي شود.
اما تعريف اصطلاحي اعتکاف: امام خميني (ره) در تعريف اعتکاف مي گويند: "وَ هُوَ اللَّبَثُ فِي المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا يعتَبَرُ فِيه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخري خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛ اعتکاف، ماندن در مسجد به نيت عبادت است و قصد عبادت ديگر، در آن معتبر نيست. اگر چه احتياط مستحب نيت عبادتي ديگر، در کنار اصل ماندن مي باشد.
ارکان اعتکاف: ارکان عبادت يعني اجزايي که اگر عمداً يا هوا ترک شوند، آن عبادت باطل مي شود. اعتکاف نيز ارکاني دارد که عبارت اند از 1) نيت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر يا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ايام اعتکاف. توضيح بيشتر درباره ارکان و ساير شرايط اعتکاف در فصلهاي آينده خواهد آمد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

یا مهدی (عج)

لیله الرغائب

و لیلة الرغائب

از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمودند: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید. زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می نامند. این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته ای در آسمانها و زمین نمی ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می شوند. آنگاه خداوند به طور غیر منتظره ای بر آنان وارد شده و می فرماید: ای فرشتگانم! هر چه می خواهید از من در خواست کنید. فرشتگان عرض می کنند: حاجت ما این است که از روزه داران رجب در گذری. خداوند می فرماید: این کار را انجام دادم.

- بهتر است کسی که این حدیث را می شنود، در این شب، زیاد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تکلیفی را که آیۀ تحیت به عهدۀ ما گذاشته است باندازه توانایی انجام داده باشد- سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: کسی که روز پنجشنبه اول رجب را روزه گرفته و سپس بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز به جا آورده هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعتی سورۀ فاتحه یکبار، قدر سه بار و قل هو الله را دوازده بار خوانده، و هنگامی که نماز تمام شد، هفتاد بار بر من (با این الفاظ) صلوات بفرستد: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ النَّبیِّ الاُمّی وَ عَلَیٍّ آله، سپس سجده کرده و در هر سجده هفتاد بار بگوید: سُبّوحٌ قُدّوسٌ رَّبُّ المَلائِکَةِ وَ الرّوح، سپس سر خود را بلند کرده و بگوید رَبِّ اغفِر وَ ارحَم وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَم اِنَّکَ اَنتَ العَلیُّ العَظیم، آنگاه بار دیگر به سجده رفته و در سجده همان چیزی را بگوید که در سجدۀ اول گفت، سپس حاجت خود را از خدا بخواهد، انشاالله تعالی برآورده می شود. سپس رسول خدا فرمودند: قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ بنده یا کنیزی - از بندگان و کنیزان خدا- این نماز را به جا نمی آورد، مگر اینکه خداوند گناهان او را می بخشد، گرچه گناهان او مثل کف دریا و به عدد شن و به وزن کوهها و به عدد برگهای درختان باشد و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگی سزاوار آتش باشند شفاعت می کند. و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت، با روی گشاده و خندان و زبان فصیح برای او می فرستد که می گوید: ای محبوب من! مژده بده، از هر سختی نجات پیدا کردی. می پرسد: تو کیستی؟ رویی بهتر از روی تو ندیده و بویی به خوشبویی تو به مشامم نرسیده. جواب می دهد: ای محبوب من! من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب، فلان منطقه، فلان ماه و فلان سال به جای آوردی، امشب آمده ام تا حقت را ادا کرده، مونس تنهایی تو بوده و وحشت را از بین ببرم، و زمانی که در شیپور دمیده شود، در عرصه قیامت بر سرت سایه افکنم. و تو هرگز هیچ خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد.

بر گرفته از کتاب المراقبات تالیف استاد اخلاق امام خمینی (ره) حضرت آیت الله سید جواد آقای ملکی تبریزی

قرائت سوره قیامت با صدای استاد ماهر المعیقلی

جهت مشاهده فیلم قرائت سوره قیامت با صدای استاد ماهر المعیقلی کافی برروی آدرس زیر کلیک کنید

http://www.mashahd.net/view_video.php?viewkey=acb74a48e2a0a871be96&page=&viewtype=&category=

وفات حضرت ام البنین(س)

 

چند سال بعد از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود، اميرالمؤمنين (عليه السلام) از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت.

 

«ام ‏البنين، فاطمه كلابيه‏»، يكى از مادران برجسته تاريخ است كه زندگى او پر از عشق به ولايت و امامت ‏بوده و در تربيت فرزندان دلير و شجاع و با ادب چون عباس بن ‏على (عليه السلام) بسيار موفق بوده است. تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ويژگيهاى فردى اين بانو و صبر و بردبارى در خانه امامت و تربيت فرزندانى كه همگى پيرو امام خويش بوده و تا آخرين لحظات زندگى خويش دست از ولايت نكشيده ‏اند و پيام ‏رسانى و مبارزه سياسى اين بانوى كريمه (سلام الله علیها) همه و همه نشان از مجد و عظمت وى دارد.

 

اميرالمؤمنين (عليه السلام) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نام هاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد. هر چهار برادر به امام خويش، حسين (عليه السلام) وفادار بودند. فرزند نخستشان، حضرت عباس (علیه السلام)، مولود پاك و زيبايي به نام قمر پرفروغ بني هاشم، علمدار كربلاست.

این بانوی بزرگوار فرزندانى تربيت كرد كه فدايى ولايت و امامت‏ بودند و هر 4 تن در كربلا قربانى آرمانهاى «ولى‏» و «امام‏» خويش شدند و بدين وسيله بر صحيفه تربيت ام‏ البنين (سلام الله علیها)  امضاى سبز مولاى متقيان على (عليه السلام) قرار گرفت.

تقدیم به عاشقان شهادت :

بارالها من  نمي خواهم كه در  بستر  بميرم

ياريم  كن  تا به راهت در دل  سنگر بميرم

دوست  دارم در ميان آتش و خون  و گلوله

دور از  اين كاشانه و  از مادر و خواهر بميرم

دوست  دارم   تا  شوم   قرباني  راه  خميني

همچنان  پروانه  در   جانم  فتد آذر  بميرم

دوست دارم همچو  باران  بر تنم خمپاره بارد

پيكرم   گردد   بمانند    گل   پرپر    بميرم

دوست دارم لاله گون  گردد  لباس  پاسداري

آخر  از خون تنم  با  جسم از  خون تر  بميرم

دوست دارم تشنه لب باشم با هنگام   شهادت

جرعه اي  نوشم   زدست   ساقي كوثر   بميرم

دوست دارم چهره مهدي زهرا (سلام ا... عليها) را ببينم

با   تبسم   بر  رخ   آن  حجت اكبر  بميرم

دوست     دارم   راه      دين     يابد    ادامه

من به خون غلتان شوم همچو علي اكبر بميرم